[وقتی اربابان و سروران قدرت خود را به زیر دستانشان تحمیل می کنند، رفتار آدمیان با اربابان متفاوت می شود] هگل

با تفسیر سنخ شناسانه فوق از هگل در معرفی نسبت حاکمان و محکومان سنوخی متنوع و متفاوت از محکومان بعنوان ابژه مورد حکومت حاکمان به ذهن متبادر میشود؛

سنخی از محکومان که نا امیدانه تسلیم سلطه و نظم موجود اربابان قدرت می شوند و حقیرانه در برابر آن سر فرود می آورند.

سنخی دیگر از محکومان با شکاکیت زدگی افراطی به انکار واقعیت های تلخ فضای موجود می پردازند و ظلم و ستم روادار شده را تخیل ذهنی کنشگران حساس به ظلم می انگارند و ازطریق نادیده انگاری مظالم موجود به آسوده سازی شخصی خود می پردازند. برای این سنخ آنچه مهم است اعمال و افکار معطوف به منافع شخصی و اکنونیت لذت گرایانه شان می باشد.

سنخی از محکومان مزورانه، نه تسلیم شدگی خود را علنی می کنند و نه شهامت ایستادگی و مقاومت را دارند. این سنخ معمولا با روی آوری به عرفان های زاهدانه و مزورانه بصورت کاذب و مزورانه هم در صدد حفظ غرور خود و هم در صدد در امان ماندن از آسیب های اربابان قدرت اند.

سنخی که نه تسلیم سلطه اربابان قدرت شده، نه با نادیده انگاری سلطه در اکنونیت منافع خود مغروق نیستند و نه مزورانه صورت مسئله را تحریف می کنند همانا کنشگرانی هستند که مسئله رهایی را اندیشیده اند و ظلم و ستم را به مبارزه فراخوانده اند و مقاومت نستوه را سرلوحه خود قرار داده اند. این سنخ از محکومان قدرت سلطه، هر نوع تاخیر در مبارزه علیه سلطه حاکنان را روا نمی دارند و پرچم آزادی خواهی و صدای حق طلبیشان را رسا و روشن برمی افرازند.

در نوردیدن عرصه های روزمرگی و در هم شکستن عادت های سنتی و قالبی القاء شده از سوی نظام سلطه ایشان را از قید بندگی ناآگاهانه و آگاهانه برای قدرت رها ساخته است. هستی و وجود چنین انسانهایی نمادی برای آزادی و رهایی گشته است.

مصلحانی که آگاهانه علیه هنجارها، ارزش ها،قواعد و سیستم سلطه ساز قدرت عصیان کرده اند بی شک راهبران و هادیانِ افق های بهتر زندگی برای جامعه و آینده انسانی و اجتماعی مان هستند.ایشان تصویرگران آزادی و رهایی فردایمان هستند.

 

.