چاپ
دسته: مقالات
بازدید: 105

 

چندین سال است که تضاد بین گفتمان مرکز و ائتنیک های ساکن در جغرافیای ایران به امری غیر قابل انکار بدل گشته است. این شکاف گفتمانی با ساختار فکری که در جریان های اپوزیسیون سراغ داریم هر روز عمیق‌تر نمایان می‌شود به طوری که در فراخوان های اعتراضی بدلیل عدم اعتماد گروه های ائتنیکی و مذهبی اکثرا همراهی­ای صورت نمی گیرد. با شروع فصل جدیدی از جریان های سیاسی در ایران، حرکت ملی آذربایجان بنا به نیاز تاریخی انسان تورک آذربایجانی با تاثیر پذیری از حرکت ملی‌گرایانه در آذربایجان شمالی و ترکیه پا به عرصه سیاسی ایران گذاشت و در اندک زمان خود را به عنوان قوی ترین حرکت سیاسی شمال غرب ایران ثابت کرد. حرکتی که از بدو پیدایش‌اش با حفظ زاویه با مرکز به سمبل مبارزه با سانترالیسم تبدیل شد. دیگر جریان های ائتنیکی با الهام گرفتن از حرکت ملی آذربایجان به عدم همراهی با جریان های مرکزگرا روی آوردند و علنا گفتمان های سیاسی سنتی ایران را به چالش کشیدند.

جمهوری اسلامی بخاطر ماجراجویی های برون مرزی، سو مدیریت، نگاه ایدئولوژیک به سیاست خارجه، ناکارآمدی دولتمردانش در حل مشکلات مردم، بی کفایتی در کنترل تورم و ... ، بحران های عمیقی را تجربه می کند. جامعه ایران پس از تلاش نسبتا ناموفق برای ایجاد جامعه مدنی، اعتراضات سال ۸۸ در نقاط فارس نشین را شکل داد. اعتراضاتی که بیشتر در قالب گفتمان اصلاح طلبی شکل گرفت ولی با سرکوب شدیدی مواجه شد. پس از بروز بحران های اقتصادی(با در نظر گرفتن این‌موضوع که اقتصاد ایران پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی و نگاه غیر علمی به مقوله اقتصاد، دچار مشکل های حادی بود که با تحریم‌های دولت آمریکا بیشتر از قبل نمایان گشت) اعتراض های هرچند کوچک را در سال ۹۶ شاهد بودیم. جنس اعتراضات و شعارهایی که داده میشد نشان از ادامه دار بودن این اعتراضات داشت. سال ۹۸ با افزایش قیمت بنزین اعتراضات بزرگتری شکل گرفت که دوباره با سرکوب وحشیانه حاکمیت همراه بود. پس از کشته شدن قاسم سلیمانی در عراق اقتدار پوشالی نظام بیش از پیش به چالش کشیده شد و حاکمیت با شگرد همیشگی‌اش سعی کرد بحران را به فرصت تبدیل کرده و با تصویرسازی قهرمانانه از قاسم سلیمانی، نوعی همبستگی ایرانی را رقم بزند که این امر با ساقط شدن هواپیمای مسافربری توسط سپاه به بحرانی تازه تبدیل شد.

همه این موارد نوعی تقابل و شکاف بین حاکمیت و مردم را هر روز عمیق تر می کرد. بحران آب در خوزستان مسئله دیگری است که بخاطر سو مدیریت از کنترل حاکمیت خارج شده بود. استان های مرکزی در بی آبی مطلق بسر می بردند و آب عربستان(خوزستان) در راستای نگاه مسعتمرانه حاکمیت به اصفهان و دیگر شهرهای فارس نشین سرازیر می گردد. اعتراضات در مناطق عرب شروع شد و دوباره بخاطر نوع و ماهیت اعتراضات، مرکز سکوت اختیار کرد. آذربایجان دوباره رسالت تاریخی خود را به نحو احسن نشان داده و با دعوت به حمایت از ملت عرب و اعتراض به شرایط موجود بیانیه ای صادر کرد، و ملت فهیم تورک آذربایجان به این فراخوان لبیک گفته و میادین شهر را پر کردند. با توجه به دستگیری ها و تهدید فعالین حرکت ملی، کمتر کسی انتظار داشت که در تبریز اعتراضی صورت بگیرد ولی پویایی حرکت ملی آذربایجان دوباره خواسته جوانان آذربایجان را به رخ همگان کشید.

شعارهایی که در این اعتراضات سر داده شد علاوه بر بُعد ملی گرایانه، نه به هرگونه دیکتاتوری بود. در شرایطی که جامعه فارس زبان ایران با تاثیر پذیری از رسانه های فارس زبان فعال در خارج در شعار "رضاشاه، روحت شاه" اسیر بودند، در آذربایجان شعار"نه شاهچیام نه شئیخچی، میلتچی ام میلتچی" سرداده می شد. خود این شعار نشانگر سطح شعور سیاسی جریان سیاسی موجود در آذربایجان و منسوبین‌اش را داشت. شعار" آزادلیق، عدالت، میللی حکومت" نشان از ارتقای سطح حرکت ملی آذربایجان و آلترناتیو دولت ملی برای جغرافیای آذربایجان داشت. جغرافیایی که انسان‌اش تشنه عدالت و آزادیست. حرکت ملی آذربایجان بخوبی این خواسته ملت آذربایجان را شنیده و با توجه به گفتمان دموکراتیک و عدالتخواه‌اش این شعار را سرلوحه خود قرار داده است.

ازطرف دیگر حرکت ملی آذربایجان لزوم همراهی، همکاری و تعامل با سایر اتنیک های ساکن در جغرافیای ایران را با این اعتراضات نشان داد. اعتراضی که با توجه به شرایط بحرانی و در نظر گرفتن هزینه هایش انجام گرفت تا فرکانسی به سایر ائتنیک های این جغرافیا باشد که با در نظر گرفتن ‌منافع مشترک میتوان به آینده ای بدون استعمار دست یافت.

در کل جامعه آذربایجان در تلاطم به سر می برد، تبعیض های مستمر، سهم کم از بودجه، جایگاه شهروند دومی، تحریف تاریخ و هویت تورک آذربایجانی اش و خواسته حکومتی دموکراتیک و مردمی برای آذربایجان از عمده دلایلی است که آذربایجان را هرلحظه برای قیامی دگرگون‌ساز آماده می کند. این موضوعی است که علاوه حاکمیت، جریان های اپوزیسیون نیز بخوبی می دانند.

آذربایجان با حمایت از ملت عرب راهی را ترسیم کرد که شاید در آینده ای نزدیک تنها راه رهایی ملی و تغییر شرایط موجود در این جغرافیا باشد.

ساواش تبریزلی

عضو شورای مرکزی آذوح

https://www.azoh.net/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/4826-%D8%AC%D8%B2%D9%88%D9%87-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D8%AC%D9%85%D8%B9%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%DB%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-%D9%81%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D9%BE%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%81.html