اولو تانرینین آدیلا

مراجعت به مردم شریف غرب آزربایجان ( استان آزربایجان غربی)

با عنایت به اینکه تا انتخابات ۱۴۰۰ ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا، فاصله چندانی نداریم، لازم دانستیم موضع و دیدگاه خود را نسبت به این حکومت و انتخابات جاری، با شما ملت سرافراز در میان بگذاریم.

سیاست های نژادپرستانه سیستم مرکزگرا نسبت به ملت های غیر فارس ساکن در جغرافیای ایران؛ بر کسی که صاحب وجدانی بیدار و چشم و گوشی باز، برای قبول حقایق است، پوشیده نیست.

این سیستم فاشیزم؛ درحدود صدسال است که با استعمار و استثمار سایر ملت‌های محصور در این جغرافیا، مشخصأ تورک،عرب و بلوچ و ... سعی در ادامه حیات خود دارد.

از انقلاب بهمن ۵۷ این سیستم راسیست تمامیت خواه با پنهان شدن زیر لقای اسلام، قدرتی مضاعف گرفته و توانسته با ابزار دین و ملیت، شدیدترین فشارها و روش‌های آپارتاید نژادی را در این جغرافیا پیاده کند.

با مطالعه هر آنچه که به عنوان علل سرپا ماندن این سیستم قدرت طلب ، در خواهیم یافت که یکی از اصلی ترین‌ نماد این دلایل، توانایی منحصر به فرد رژیم در وابسته سازی طیفهایی از جامعه به خود و کشاندن آنان به پای مشارکت‌های اجتماعی همسو با سیاست‌های کلان است.

بحث انتخابات هم خارج از این مقوله نیست؛

فاشیزم فارس محور امروز با ترفندهای مختلف سعی در مشروعیت بخشیدن به رو نمای خود، یعنی جمهوری اسلامی دارد، و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی‌کند.

در این امتداد، مسئله اقلیتی که دارای شاخه های تروریستی هستند و در غرب آزربایجان فعالیت دارند از چند نگاه قابل بررسی بوده و راه‌های مبارزه با آنان مشخص است که به دو مورد از آنان اشاره میگردد؛

۱. اینکه آنان به عنوان یک جریان تروریستی وابسته به قدرتهای خارجی و دست‌های پشت پرده داخلی، در آزربایجان ادعای خاک دارند و در گذشته‌ای نه چندان دور مردم بی دفاع شهرهایمان را به خاک و خون کشیدند، مطلبی نیست که بتوان بدون تفاوت از کنار آن رد شد، جواب این زیاده خواهان، در زمان مقتضی و در میدان عمل داده خواهد شد؛

نه پای صندوق های رأی!!

۲.دلغکهای جمهوری اسلامی در لباس‌های کاندیدها؛

اینان نه پایبند به آرمانهای حزبی هستند و نه دلشان به حال مردم میسوزد، اینان سوپاپهای اطمینانی هستند که از سوی سیستم حاکم تغذیه می‌شوند و در زمانهایی که حاکمیت نیاز به نمایش‌ تبلیغاتی دارد، قلاده های اینان را باز میکند و با تزریق، پول و قدرت و شعارهای آنچنانی به جان ملت می اندازند که سیاست‌های حکومت را اجرا کنند، حال برای غلامان حلقه به گوش آستان مبارک، اختیاراتی داده میشود، لیکن خط قرمزهایی هم تعریف میشود که اگر به صورت عمدی و ممتد از آن خط قرمز ها خارج شوند، سیستم خود کمر به حذف سیاسی و گاهأ فیزیکی این افراد میبندد.

فلذا، با تجربیاتی که سالیان سال در این عرصه کسب نموده‌ایم، دریافته‌ایم که شرکت در انتخابات، آب در آسیاب تهران ریختن است و آن نمایندگان و شوراها وسیله‌ای برای کنترل احساسات و افکار عمومی هستند، گاه با تقدیس اربابان خود و گاه با شعارهای تند هویت طلبانه و نژادی.

با در نظر گرفتن این مسائل، باز هم اشخاصی هستند که همگام با منافع شخصی و جریانی خود و بدون اعتنا به خواست عموم مردم که از شرایط کنونی جامعه چه از لحاظ رفاه اجتماعی و اقتصادی و چه از لحاظ حقوقی و عدم وجود آزادیهای مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر و منشور حقوق شهروندی، از حکومت ناراضی هستند و طبق نظر سنجی های بعمل آمده توسط سازمانهای نظرسنجی، این دوره مشارکت حداقلی را شاهد خواهیم بود، باز هم با اتکا به تنها دلیل کلیشه‌ای، یعنی مسئله تروریسم در منطقه، در زمین تهران و به نفع حاکمیت بازی میکنند.

از این افراد باید پرسید! زمانی که استاندار غیر بومی، برای اداره کلیه امور در استان انتخاب شد! شما کجا بودید؟؟ چرا هیچ واکنشی نشان ندادید؟؟ مگر مسله کردیزه کردن و انتخاب مقامات رسمی در استان و تروریسم کرد دغدغه کلی نبود !؟

باید عرض کنیم، زمانی که استاندار به عنوان عالی ترین مقام اجرایی در استان، غیر بومی و منتسب به جریان‌های تروریستی است! شوراهای شهر و روستا با آن اختیارات اندک خود چه کاری از پیش خواهند برد؟؟

مسئله متعادل سازی نژادی در غرب آزربایجان، امری نیست که بتوان در شرایط کنونی و این سیستم حاکم، با صندوق های رأی آن را کنترل کرد، این مسئله توسط تهران نشینان و در راستای منافع آنان و ادامه قدرتشان صورت میگیرد.

دلایل قطعی تحریم انتخابات را میتوان این گونه بیان کرد که:

۱.تمامی نامزدهای انتخابات در ایران باید از فیلتر های چند گانه مخصوصأ اداره طلاعات و شورای نگهبان رد شوند، سیستم تمامیت خواه حاکم بر ایران، اجازه ورود غیر خودی‌ها را به عرصه انتخابات نمیدهند.

۲.بحث اعتماد به صندوق های رأی! ما با تحقیق‌های میدانی که در شهرهای مختلف انجام داده‌ایم، به این نتیجه رسیده‌ایم که کسانی که در انتخابات پیروز میشوند نه با رأی مردم، بلکه با تأیید ستادهای استانی مرتبط با وزارت اطلاعات و وزارت کشور، این اتفاق برایشان رخ میدهد.

۳. با در نظر گرفتن دو مورد اشاره شده فوق و بررسی کارنامه نمایندگان پیشین که مطلقأ با شرکت در فرآیند انتخابات به قدرت رسیده‌اند، مشخص است که دیگر نیازی به شرکت در این بازی باخت-باخت برای ملت و برد-برد برای حاکمیت و جیره‌خوارانش نیست.

۴.ما با عدم شرکت و اعلام این مسئله، رسمأ اعلام میداریم که انتخابات جمهوری اسلامی ایران را مشروع نمی‌دانیم و آن را به رسمیت نمی‌شناسیم.

۵. امروز با نا امید شدن از سرانجام حکومت ایران، اصلی ترین‌ مطالبه اکثر گروه ها و فعالین حرکت ملی آزربایجان، به رسمیت شناخته شدن حق تعیین سرنوشت برای ملت تورک آزربایجان در این سوی رود آراز و برگزاری رفراندوم است.

ملت مبارز و سرافراز آزربایجان، ما به عنوان جمعی از فعالین ملی در غرب آزربایجان( استان آزربایجان غربی) اعلام میداریم که دیگر در دام حیله‌های هزار رنگ روباهان تهران نشین نخواهیم افتاد و انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا را با قاطعیت و قدرت تحریم خواهیم کرد

با احترام؛

جمعی از فعالین حرکت ملی آزربایجان- آزربایجان غربی

۱۴۰۰/۰۲/۲۶