ایران کنونی در واقع امر، زندانی است برای اکثریت عظیم ساکنین این سرزمین بلا زده. 40 سال تمام است کمترین نشانه ای ازآزادی و دموکراسی در ایران، وجود ندارد. رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی در طول سال ها، تنها با حبس و شکنجه و کشتار، بخواست های حق طلبانه میلیون ها انسان محروم و ستم دیده، پاسخ داده است. استبداد و زورگوئی رژیم خودکامه قرون وسطائی، حد و مرزی نمی شناسد. در ایران اسیر و دربند کنونی، زنان که نصف اهالی کشور را تشکیل میدهند، در معرض انبوهی از ستمدیدگی ها و اجحافات، قرار دارند . میلیون ها تن از ساکنین کشور به علت داشتن مذهب و آئینی غیر از مذهب رسمی شیعه دوازده امامی، از انواع سختگیری ها و محرومیت ها، رنح برده و حقوق انسانی آنها به شدت پایمال میشود. کارگران که در معرض استثمار بی رحمانه قرار دارند ، از حق تشکیل آزادانه اتحادیه های صنفی و هر گونه فعالیت سندیکائی و سیاسی مستقل، محروم می باشند. از جمله ستمگری های بیشماری که رژیم خودکامه جمهوری اسلامی بر اهالی اسیر و دربند کشور روا می دارد ، یکی هم ستم دیر پای ملی درحق ملت های غیر فارس ایران، میباشد.                  

                           +++++

در این کشور پهناور که دارای منابع زیر زمینی غنی بوده و از لحاظ سوق الجیشی اهمیت شایان دارد ، ملتهای مختلف دارای زبانها و آداب و رسوم متفاوت، زندگی میکنند . به آسانی می توان گفت که بیش از نصف جمعیت ایران را ملت های غیر فارس، تشکیل میدهند. هم در زمان تسلط شاهان خاندان پهلوی و هم در دوران سلطه گری رژیم جمهوری اسلامی، خلق های غیرفارس عرب، کرد، بلوچ، آذربایجانی و ترکمن، در معرض ستم دو لایه قرار داشته اند. در حالی که کارگران و زحمتکشان خلق فارس در تمام این مدت از ستم طبقاتی بی حد و حصر رنج برده اند، در مورد توده های زحمتکش خلق های غیر فارس، ستم ملی نیز برستم طبقاتی افزوده شده است. برخی از ملتهای غیر فارس ایران، از ستم مذهبی نیز رنج می برند. به عبارت دیگر، آنها   در معرض ستم سه لایه قرار دارند. در حالی که عناصرو نیروهای سیاسی آزادیخواه، در طول چهل سال گذشته ، فریاد اعتراض خود را علیه ظلم و تعدی بر زنان و ستم مذهبی در ایران بلند کرده اند، اما بسیاری از آنها، همواره در برخورد به ستم ملی، سکوت مصلحت آمیز را بر اظهار نظر، ترجیح داده اند. مایه تاسف است که در کشوری چند ملیتی نظیر ایران که در آن، رژیم های سرکوبگر حاکم در طول ده ها سال آشکارا حقوق ملت های غیر فارس را پایمال ساخته و انواع ستم ها را در حق آنها روا داشته اند، حتی بسیاری از افراد مدعی نظریات چپ و کمونیستی نیز،هیچوقت صدای اعتراض خود را علیه این ستم فاحش ، بلند نکرده اند . از دید بیشماری از اپوزیسیون رژیم که برخی از نیروهای   طیف چپ نیز در شمار آنها قرار دارند، چیزی بنام مساله ملی و ستم ملی در ایران وجود ندارد. در این کشور به همه اهالی، از جانب رژیم، ستم یکسان روا داشته میشود و در ستمدیدگی فرقی بین ترک و فارس و کردو .... وجود ندارد.   باید گفت در ایران اسیر چنگال خون آلود رژیم جمهوری اسلامی، وجود ستم ملی را با هیچ استدلال و سفسطه ای نمی توان از جمله   آشکارترین ستمگری ها و حق کشی ها، به حساب نیاورد . آن چپ و کمونیست ایرانی که قاطعانه علیه ستم   ملی، مبارزه نمی کند ، در واقع امر، چپ و کمونیست نبوده، اپورتونیستی بیش نیست.                                          

                     +++++

در دوران تسلط فئودالیسم و نظام ارباب – رعیتی در نقاط مختلف جهان،   نشانی از ملت به مفهوم علمی آن، وجود نداشت. با متلاشی شدن نظام های فئودالی و پیدایش و رشد نظام های سرمایه داری، ابتدا در اروپای غربی و سپس در دیگر نقاط جهان، پدیده ملت پا به عرصه وجود نهاد و اقوام دوران فئودالیسم، جای خود را به ملت های مختلف دادند. به دیگر سخن، در نتیجه رشد سرمایه داری مدرن ، ملت ها از ترکیب و ادغام اقوام مختلف، پدیدار شدند. در ایران و دیگر کشورهای مشرق زمین، در نتیجه دیر پائی نظام های فئودالی، ملت ها طبیعته دیرتربه وجود آمدند. امروز پس از پانصد سال سپری شدن از پیدایش نخستین ملت ها در اروپای غربی ، در سرتاسر دنیا، در همه کشورها و از آن جمله در ایران، اقوام و قبایل باستانی دیرین، جای حود را به ملت ها که همه بدون استثنا دارای زبان و آداب و رسوم خاص خود می باشند، داده اند. درحال حاضر، دربرخی از کشورهای جهان ، به علت رشد غیر کامل سرمایه داری، همچنان در نتیجه دخالت های نیروهای امپریالیستی و جنگ ها ودرگیری های منطقه ای وجهانی، چندین ملت در کنار هم زندگی می کنند. ایران در شمار چنین کشورهای چند ملیتی، میباشد.                                  

               +++++

در ایران کنونی ، بطورعمده، 6 ملت اصلی وجود دارد. این ملت ها عبارتند از کردها، بلوچ ها آذربایجانی ها ، ترکمن ها ، فارس ها و عرب ها. هر کدام از ملت های ساکن ایران، دارای زبان ، ادبیات ، کولتور و آداب و رسوم خاص خود، می باشد. روشنفکران متعلق به جناح های سیاسی بورژوائی و خرده بورژوا ئی ملت فارس و همه کسانی که در برخورد به مقوله ملت، غیر علمی، متعصبانه و احیانا خصمانه برخورد میکنند ، همواره در نوشته ها و سخن پراکنی های خود ، به جای عبارت ملت از عبارت اقوام استفاده می کنند. حال آنکه در ایران، مدت هاست اقوام جای خود را به ملت های مختلف داده اند و اهالی امروز ایران نه از اقوام گوناگون بلکه از ملل مختلف تشکیل شده اند. آنهائی که ملت های غیر فارس ایران را اقوام قلمداد می کنند، عموما اهالی ایران را اعم از فارس و ترک و کرد و غیره ، ملت ایران نامیده و زبان فارسی را زبان رسمی همه ساکنین ایران میشمارند. باید گفت در ایران کنونی، پدیده ای به نام "ملت ایران" وجود ندارد و زبان فارسی تنها زبان ملت فارس می باشد که با زور سرنیزه دو رژیم سرکوبگرسلطنتی و اسلامی، در طول نزدیک به یک قرن، به ملت های غیر فارس ایران، تحمیل شده است. لازم به تذکراست که زبان، یکی از مشخصات اصلی یک ملت جداگانه، محسوب میگردد. هر ملتی، زبان خاص خود را دارا می باشد. در دنیای کنونی ملت هائی هستند که به زبان واحدی تکلم می کنند. برای نمونه، انگلیسی ها، اسکاتلندی هاو استرالیائی ها، همه به زبان انگلیسی حرف میزنند. اما هیچ ملتی در دنیا پیدا نمی شود که به چند زبان، تکلم کند و زبان مشخص مادری خود را نداشته باشد. دموکراسی وحقوق انسانی حکم می کند که در یک کشورچند ملیتی نظیر ایران، دانش آموزان و دانشجویان متعلق به هر کدام از ملت ها، به زبان مادری خود در مدارس - از کودکستان گرفته تا دانشگاه - درس بخوانند. در ادارات هم، درقلمروهر ملت جداگانه ای، زبان آن ملت، مورد استفاده قرار گیرد. در کشورهای چند ملیتی نظیر ایران، البته باید زبان یا زبان هائی هم وجود داشته باشند که در بین ملت های مختلف ، از لحاظ اقتصادی و سیاسی پیوند و رابطه برقرار سازند. ضروریست که این زبان یا زبانهای ارتباطی را خود ساکنین یک کشور چند ملیتی، با میل خاطر تعیین کنند و با زور سرنیزه به ملت های تحت ستم، تحمیل نگردند.                                                                        

                     +++++

در ایران، رژیم های سرکوبکر و استبدادی شاه و جمهوری اسلامی، طی ده ها سال، ملتهای غیر فارس این کشور را با زور و قلدری از تحصیل به زبان مادری محروم ساخته، زبان فارسی را   که زبان تنها یکی از ملت های ساکن ایران می باشد، قلدر منشانه زبا ن رسمی کشورقرار داده اند . محروم ساختن ملت های غیر فارس کشور ازتحصیل به زبان مادری و تحمیل زبان فارسی به این ملت ها، در عین حال که اقدامی عمیقا ضد انسانی و غیر دموکراتیک می باشد، به زبان و فرهنگ و ادبیات ملت های غیر فارس ایران لطمات جبران ناپذیر نیز، وارد ساخته است. در واقع امر، در نتیجه تسلط سیاسی و فرهنگی دو رژِیم آزادیکش شاه و جمهوری اسلامی، در طول نزدیک به یک قرن، زبان و فرهنگ ملت های غیر فارس ایران به بوته فراموشی سپرده شده است. در مراکز آموزشی، در مناطقی که ملت های غیر فارس سکونت دارند، دانش آموزان در حالی که اسامی و اشعار و آثار بسیاری از شعرا و سخنوران فارسی زبان گذشته و معاصر رافرا میگیرند ، کمترین آگاهی د رباره زبان، فرهنگ و ادبیات بومی خود، کسب نمی کنند. روشنفکران پان فارسیست – پان ایرانیست و شیفتگان زبان و ادبیات فارسی، هر گز به فکرشان خطور نمی کند که ملتهای غیر فارس ساکن ایران نیز، دارای زبان و ادبیات و فولکلور خاص خود، می باشند. زبا ن وادبیات تحت ستمی که طی ده ها سال، لگدکوب زور گوئی ها وشوونیسم رژِیم های مرکز گرای آزادیکش، گردیده اند. وقت آن رسیده است که همه انسان های دموکرات و آزاده که علیه جوانب مختلف ستمگریها و اجحافات رژیم آزادیکش جمهوری اسلامی مبارزه میکنند، صدای اعتراض خود را علیه ظلم و حق کشی هائی که از جانب این رژیم قرون وسطائی در حق ملت های غیر فارس ایران اعمال میگردد، بلند کنند.             اردیبهشت ماه سال 1398