"آذربایجان اویرنجی حرکاتی- آذوح"

مرامنامه

اساسنامه 

نظامنامه

آیین نامه سایت

"جنبش دانشجویی آذربایجان- آذوح" اولین تشکیلاتی است که در حرکت ملی معاصر آذربایجان به صورت گروهی و به جرم فعالیت حزبی محاکمه شد.

ترس شدید رژیم ایران و نیروهای امنیتی از آذوح و درنتیجه، برخورد گسترده و خشن امنیتی با اعضای آن موجب شده بسیاری از ویژگیهای منحصر بفرد آن مجال بیان عمومی نیابد و جنبه های گوناگون اثرگذاری آذوح بر حرکت ملی آذربایجان ناگفته باقی بماند. تا پیش از دستگیری گسترده ی اعضای آذوح، وزارت اطلاعات ایران فعالین سیاسی آذربایجان را در بیشتر اوقات منفردا و عموما به جرم تبلیغ علیه نظام دستگیر و محاکمه می نمود. اما به دلیل فعالیت تشکیلاتی آذوح و نگرانی مفرط رژیم از گسترش تفکر کار تشکیلاتی در میان فعالین آذربایجانی، طی چندین ماه برخورد شدید امنیتی با اعضای آذوح در تابستان 1387 شاهد اولین رویارویی علنی وزارت اطلاعات ایران با یک تشکیلات سیاسی آذربایجانی گردیدیم. 9 تن از منتسبین به جنبش دانشجویی آذربایجان بازداشت شدند، بیش از 3 ماه را در انفرادی به سر بردند و نهایتا برای 6 نفر از آنان به جرم تاسیس تشکل آذوح و فعالیت در آن از ابتدای سال 1385 در مجموع حکم 18 سال زندان صادر گردید.

 

a

 

b

موفقیتهای آذوح تا بدانجا پیش رفت که دادستان وقت آذربایجان شرقی در کیفرخواست خود ضمن اشاره به تمامی فعالیتهای آذوح نوشت: آذوح در بسیاری از دانشگاههای ایران همچون تهران، اصفهان، گیلان، اردبیل، ارومیه، همدان، تبریز، خوی، ماکو، نقده و جلفا عضوگیری کرده و عملا در حال تبدیل شدن به بزرگترین حزب شمال غرب ایران است.

این امر به خوبی نشان می دهد مبارزات منسجم و متشکل اعضای آذوح تا چه میزان خشم و نگرانی وزارت اطلاعات ایران را برانگیخته است. آذوح، هدایتگر دانشجویان آذربایجانی در دوران گذار آنان تا رسیدن به احزاب آذربایجانی است. در عین کار تشکیلاتی و دارا بودن چارت اجرایی-عملیاتی مشخص و دیگر ملزومات یک حزب، در تلاش برای دخالت در حوزه ی عملیاتی احزاب آذربایجانی نبوده است. سیستم عضوگیری آذوح اکثرا معطوف به دانشجویان است و هدف اصلی آن تربیت کادر تشکیلاتی متفکر، تحلیلگر، شجاع و آشنا و عجین با فرهنگ مبارزه برای جذب در حرکت ملی است.

 

c

 

پس از دستگیری هسته ی مرکزی آذوح، مشخص گردید وزارت اطلاعات ایران در پی دستگیری بیش از 30 تن از منتسبین به آذوح بوده که به دلیل اعتراضات گسترده ی سازمانهای حقوق بشری و صدور سه بیانیه ی سازمان عفو بین الملل در محکومیت بازداشت اعضای آذوح و حبس طویل المدت آنان، از بازداشت دیگر اعضا دست کشیده است. این موضوع موجب گردید کمیته ی مرکزی آذوح جهت حفظ امنیت اعضا و همچنین حل برخی مسائل درون تشکیلاتی، از اواخر سال 1387 ارگان خبری تشکل را به حالت نیمه تعطیل درآورده و بیانات و اخبار را از طریق وبلاگی نیمه فعال انتشار دهد.

 

e

 

f

 

g

در نهایت از روز 12 اسفند سال 1389 و پس از برطرف شدن مشکلات و بازسازی حزب، ارگان خبری تشکل آذوح بار دیگر فعالیت رسمی خود را آغاز نموده و منسجم تر از قبل به کار خود ادامه می دهد.

لازم به ذکر است چهار آدرس اینترنتی زیر انعکاس دهنده ی نظرات و دیدگاههای رسمی آذوح می باشند:

www.azoh.org

www.azoh.net

www.azoh.info

www.azoh.biz

گوج، بیرلیکده دیر...

*************************************

بیوگرافی از سخنگوی آذوح

امیر مردانی، فعال ملی آذربایجان و از دیار سولدوز، در مرداد سال 1364 متولد شده و پس از چندین سال زندگی در اورمیه و سولدوز از 6 سالگی همراه با خانواده ی خویش ساکن تبریز گردید. وی پس از قبولی در دانشگاه سراسری تبریز تحصیلات خود را در رشته ی مهندسی برق-الکترونیک ادامه داده و مبارزات سیاسی وی شکلی تازه گرفت. در این سالها حضور او در تحصنهای دانشجویی، میتینگها، پخش شبنامه ها و... بارها احضار، بازداشت و شکنجه او را در پی داشت.

دستگیری در خرداد و شهریور 1385، احضار و بازجویی در زندان تبریز مهر و دی 1385، احضار به کمیته ی انضباطی دانشگاه تبریز 1386، دستگیری مرداد 1387 و بازداشت خرداد 1388 نمونه هایی از این دست به شمار می روند. وی در سال 1387 به همراه 8 دوست دیگر خود بازداشت و به جرم تشکیل گروه آذوح محاکمه و به تحمل سه سال حبس محکوم گردید.

از شکنجه های ایام بازداشت می توان به حبس 50 روزه در سلول انفرادی، سوزانده شدن نقاط مختلف بدن به وسیله ی جریان برق، قطع عصب حسی انگشت و... اشاره نمود. در خرداد 1388 نیز او پس از بازداشت و انتقال به کلانتری شماره 11 تبریز توسط چندین مامور امنیتی در مقابل دیدگان دیگر بازداشت شدگان با کابل و باتوم فنری مورد حمله قرار می گیرد و نهایتا با وساطت رئیس کلانتری این ضرب و شتم یک ساعته به پایان می رسد. جالبتر آنکه یکی از این ضاربان، قاضی کیانوش شکوه تازه است. رئیس شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی جزائی شهرستان تبریز و بازپرس سابق شعبه ششم دادسرای عمومی و انقلاب تبریز که پیش از آن در سال 1385 ریاست دادگاه امیر مردانی را بر عهده داشت این بار در کلانتری 11 تبریز نقش شکنجه گر را نیز ایفا می کند.

 

Picture2

 

 

فشار نیروهای امنیتی نه فقط شخص وی که خانواده اش را نیز تحت تاثیر قرار داده است. در جریان دستگیری او در شهریور 1385 مادر ایشان به اتهام اعتراض به قاضی دادگاه(شکوه تازه) به 3 ماه حبس تعزیری محکوم گشت. خواهر وی نیز به دلیل فعالیتهای هویت طلبانه اش توسط کمیته ی انضباطی دانشگاه علوم پزشکی تبریز توبیخ کتبی گردیده و از حضورش در انجمنهای دانشجویی جلوگیری به عمل آمد. پدر خانواده نیز در پی بازداشت در یکی از دیدارهای تیم تراختورسازی در تبریز، برای هفته ها مجبور گردید در روز دیدار تراختورسازی در تبریز خود را به بازداشتگاه وزارت اطلاعات معرفی کرده و چندین ساعت در بازداشت به سر برد.

مردانی در جریان انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال 1388 با همراهی جمعی از فعالین دانشجویی آذربایجان ریاست ستاد دانشجویی کروبی در تبریز را عهده دار شده و این ستاد توانست به یکی از موفقترین تجربه های ملی-سیاسی در این شهر مبدل گردد.

ستاد دانشجویی تبریز که بعدها به ستاد میللتچیها معروف شد توانست در 1 ماه فعالیت خویش خاطره ای ارزشمند به جای گذارد. چاپ و تکثیر هزاران برگ نشریه و اعلامیه ی حرکت ملی، برگزاری بزرگداشت روز دانشجوی آذربایجان، برگزاری راهپیمایی اعتراضی در 1 خرداد، برگزاری راهپیمایی در اعتراض به دستگیری بازداشت شدگان روز 1 خرداد 88، برگزاری تجمع در اعتراض به توهین محمد خاتمی به ملت ترک، حضور در میتینگ موسوی در تبریز که به درگیری و بازداشت گسترده ی فعالین منجر گردید، برگزاری میتینگهای هر روزه و سردادن شعارهای ملی در سطح شهر، برگزاری میزگردهای هر روزه و انتقاد آشکار از رژیم ایران تنها بخشهایی از این فعالیتها به شمار می روند.

ستاد دانشجویی آن چنان جوی به راه انداخت که دامنه اش تا تهران را نیز فراگرفت و کرباسچی را مجبور کرد در زمان حضور در ستاد و در مقابل دهها تن از حاضرین به حرکت ملی آذربایجان بپردازد و به دلیل تمامی ظلمهای رژیم ایران عذرخواهی نماید. سخنگوی کروبی(کرباسچی) در ستاد تبریز آنچنان گرفتار شد که گفت کروبی را مجبور به قبول فدرالیسم خواهد کرد و نادیده گرفتن 400 هزار رای آقای چهرگانی و بازداشت ایشان را نشانه ی ننگ جمهوری اسلامی ایران دانست.

فعالیتهای ستاد میللتچیها در تبریز، عواقبی نیز در پی داشته و در طول فعالیت 1 ماهه اش بیش از 10 فعال ملی آذربایجان که در ستاد فعالیت داشتند بازداشت و به حبسهای طویل المدت محکوم گردیدند.

اما این پایان کار نبوده و وزارت اطلاعات ایران نقشه های دیگری نیز در سر داشت. نیروهای امنیتی قصد داشتند ضمن ارتباط دادن حرکت ملی آذربایجان با اعمال تروریستی و بمبگذاری در شهرها، فعالین ملی را با احکامی بسیار سنگین روبرو ساخته و ریشه ی فعالیت سیاسی در آذربایجان را بخشکانند. در این سناریو، اعضای ستاد میللتچیها نیز قربانیان نقشه بودند.

چهارشنبه 3 تیر و تنها چند روز پس از درگیریها در تبریز و بازداشت تعدادی از اعضای ستاد، وزیر اطلاعات در جمع خبرنگاران حاضر شده و از خنثی سازی عملیات بمبگذاری در جریان حضور موسوی در تبریز و ارتباط آن با ستاد کروبی خبر داد. وی به دروغ گفت: "همه این افراد وسایل آنها و بمب هایی که به صورت دستی ساخته شده بود ضبط و دستگیر شدند."

http://www1.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100910282454

یک روز بعد روزنامه ی کیهان در گزارشی به این موضوع پرداخته و نوشت: "عوامل خارجي به دنبال انفجار بمب در تبريز بودند". کیهان از بازداشت "اکثر" خرابکاران و لزوم "تشديد برخورد" با آنها خبر داده و نوشت که "عوامل مزبور برنامه هايي نيز براي روزهاي بعد از انتخابات رياست جمهوري داشتند".

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1890340

نقطه ی اوج این سناریو در جایی است که وزیر اطلاعات وقت، محسنی اژه ای در گزارش ویژه ی خبری در شبکه ی دو تلویزیون ایران در 7 تیر 1388 حضور یافته و اعضای ستاد را تروریستهای بمبگذار معرفی می کند! ویدیوی این گفتگو را می توانید از لینک زیر مشاهده فرمایید(از دقیقه ی 3):

https://www.youtube.com/watch?v=XoSQ-9CuzQ0

اژه ای گفت: "برخی عوامل ضد انقلاب با نفوذ در ستاد مهدی کروبی و با هماهنگی برخی اعضای این ستاد درصدد بمبگذاری در سخنرانی موسوی در تبریز بودند تا از این طریق در جهت ایجاد یک فضای روانی به سود موسوی و نیز یک فضای بی‌اعتمادی نسبت به کاندیدای مقابل(احمدی‌نژاد) اقدام کنند». بالاترین مقام امنیتی کشور ادامه می دهد: "این جریان هیچکدام از نامزدها را قبول نداشت".

http://www.vatanemrooz.ir/newspaper/page/178/1/17520/0

در كيفرخواست پرونده ی متهمان وقايع پس از انتخابات که توسط دادستان تهران تهیه و از تلویزیون ایران منتشر گردید آمده است: "گروه‌هاي قوم‌گرا و تجزيه‌طلب نيز که سال‌هاست با هدايت دشمنان قسم خورده اين مرزوبوم براي فروپاشي اين سرزمين تلاش مي‌کنند نيز در اين دوره از انتخابات رياست جمهوري بيکار ننشسته و اجراي بخشي ديگر از سناريو را بر عهده گرفته بودند ..... آنان در ستاد انتخاباتي آقاي کروبي با هدف جمع‌آوري اطلاعات و تاثيرگذاري نفوذ مي‌کنند و در راستاي تقويت اختلافات بين طرفداران کانديداها و اغتشاشگري از اين رهگذر مي‌پردازند و اقدام به طراحي انفجار حين سخنراني آقاي ميرحسين موسوي در استاديوم شهر تبريز مي‌كند. لازم به ذکر است از متهمان اين پرونده دو قبضه سلاح و تعداد 20 بمب به‌دست آمده است."

http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=58696

وزیر اطلاعات ایران در سخنان خود از سه گروه که درصدد بمبگذاری و ایجاد اغتشاش بوده اند نام می برد: جندالله در بلوچستان، انجمن پادشاهی در شیراز و ستاد کروبی در تبریز.

از این سه گروه، دو عضو انجمن پادشاهی (آرش رحمانی پور و محمدرضا علی زمانی) که در ایام انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده بودند پس از برگزاری دادگاههای نمایشی و پخش آن از تلویزیون ایران اعدام گردیدند. عبدالمالک ریگی بلوچ نیز تنها چند ماه بعد و در اسفند 1388 بازداشت و پس از مدتی اعدام شد.

در آذربایجان هم بسیاری از اعضای ستاد میللتچیها بازداشت و با احکام حبس طویل المدت روبرو گشتند. امیر مردانی نیز در 25 خرداد بازداشت و توسط میرزامحمدی(دادستان وقت آذربایجان شرقی) و هاشم زاده(بازپرس ویژه ی پرونده های امنیتی) در زندان تبریز مورد تهدید قرار گرفته و از انتقالش به تهران مطلع شد.

ظهر 28 خرداد وی جهت ابلاغ حکم حبس (مربوط به پرونده ی سال 1387) به دادگستری برده می شود اما تقدیر، سرنوشت دیگری رقم می زند. در بازگشت او به زندان تبریز در پی ناهماهنگی ماموران دادگستری و مسئولان زندان فرصتی چند دقیقه ای به وجود آمده و کمک و فداکاری شجاعانه ی فعالینی که مسئولیتی در زندان تبریز داشتند باعث می شود امیر مردانی موفق به فرار از زندان گردد. او پس از یک ماه زندگی مخفی در تبریز و اورمیه توانست از ایران خارج گشته و هم اکنون نیز به عنوان پناهنده ی سیاسی در سوئد به سر می برد.

گفتنی است با انتخاب کمیته ی مرکزی آذربایجان اویرنجی حرکاتی- آذوح، امیر مردانی از 3 اسفند 1389 برای دو دوره ی 3 ساله به عنوان سخنگوی آذوح در خارج از ایران مشغول به فعالیت بود. *در پی تصمیم کمیته ی مرکزی، این مسئولیت برای 1 سال دیگر تا پایان 3 اسفند 1396 تمدید گردید.